نماز و هویت یابی دانشجوی مسلمان
مطلب پیش رو اهمیت خودشناسی را در پرتو نور معنوی نماز بررسی می کند و عنوان نموده در سایه نماز انسان می تواند خویشتن خویش را بشناسد و دست از غرور و خودخواهی بردارد و یکسره متوجه رب الارباب شود و بداند که همه اوست و غیر او هیچ است و در ادامه به نقش نماز در شکل گیری پایه های هویت دانشجوی مسلمان پرداخته و عنوان می نماید نماز دانشجو را از اهداف مادی به اهداف عالی سوق می دهد.
اداره توسعه فعالیت های قرآنی معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی (مفدا ایران)؛ زینب اجاقلو مقاله ای تحت عنوان "دریافت هایی از نماز در مسیر هویت یابی دانشجوی مسلمان" تالیف کرده است که در اجلاس سراسری نماز ارائه شده است.
به منظور یادآوری و بهره گیری دانشجویان مسلمان از اهمیت بحث نماز در هویت یابی، خلاصه ای از این مقاله تهیه و تدارک دیده شده است که شما را به خواندن آن دعوت می کنیم:
در این قرن صنعت و تکنیک که گرمی و حرارت بی باک شعله میدان های جنگ های بی امان و پیاپی، تاب و توان از انسان ربوده است و در کامش به جای مهر و دوستی آتشی جانسوز و شرنگ خشم و کینه ریخته است، خودشناسی هنری است بس بزرگ که ادیان اشرافی از آن محروند و ما مسلمانان در پرتو نور معنوی نماز به آن می رسیم. در نماز است که ما به اصالت و هویت مان پی می بریم و برای خود ریشه ای الهی می یابیم. پروردگار نماز را وسیله ای قرار داده تا انسان خویشتن خویش را بشناسد و دست از غرور و خودخواهی بردارد و یکسره متوجه رب الارباب گردد و بداند که همه اوست و غیر از او هیچ است.
هویت یک انسان مسلمان در پرتو نماز است که معنا و مفهوم پیدا می کند، زیرا انسان مسلمان که ادعای مسلمانی می کند و تمام شرایط آن را پذیرفته، بدون نماز، فردی است ریاکار و تهی از شخصیت، و هدفی دارد پوچ، که جز به مادیات نمی اندیشد.
اما کسی که مسلمانی را سرلوحه زندگی خود قرار داده و پیوسته نماز را به جا می آورد، برای خود شخصیتی الهی و ماوراء مادی پیدا می کند و فردی می شود با همتی بلند و عقلی کامل و اراده ای استوار که در برابر مشکلات قدخم نمی کند و همانند کوهی محکم ایستادگی نمی کند و نمی گذارد دیگران بر او تسلط پیدا کنند.
هر جامعه ای و هر ملتی دارای هویتی است که پایه های هویت آن ملت را ممکن است ابعاد تاریخی و یا ابعاد مذهبی آن ملت تشکیل دهد. هر دوی این مقوله ها در بقای هویت ملی و فردی اعضای یک جامعه مهم است. هرگاه آسیبی به هویت تاریخی و فرهنگی و مذهبی یک ملت برسد، قطعاً ساختار تاریخی، مذهبی فرد و همچنین جامعه آسیب دیده است و هر دو جنبه این مقوله ها یعنی بخش تاریخی، فرهنگی و مذهبی دارای معرفه ها و شاخص های مشخصی است که بدون رعایت آن شاخص ها و بدون تقویت و یا اصلاح و یا تربیت آن شاخص ها امکان درک کلی هویت یک ملت دشوار است.
فرد با هویت، فردی است که به اصالت های تاریخی و ملی و مذهبی خود آگاه است و در جهت گرفتن و شکوفا شدن است؛فرد بی هویت، فردی است که فهم تاریخی و فهم ملی و مذهبی و دینی خود را از دست داده و فردی است متحیر و سرگردان، متوقف در دوراهی ها و چند راهی ها که تحمل افکار و اندیشه ها را ندارد، اما یکی از شاخص ها و مولفه های هویت دینی ما نماز است.
نماز در صورت فهم آن و درک عمیق آن انسان را از مرزهای محدود مادیت رهایی می بخشد و به قلمروهای وسیع خارج از عالم ماده می رساند و در این صورت است که انسان احساس تنهایی و بی هویتی نخواهد کرد و خود را وصل به یک اقیانوسی بی کران خواهد کرد و روح انسان در این صورت بسیار بزرگتر از آن است که مغلوب مظاهر مادی و مفاسد جزئی اجتماعی باشد.
یک دانشجوی مسلمان از آنجا که یک فرد فرهنگی است و در جستجوی فرهنگ، و از آنجایی که اصول فرهنگی و مبانی تربیتی اصیل و سازنده بایستی شامل همه سجایای اخلاقی و فضائل انسانی باشد، می توان گفت که این خود امتیازی است ویژه فرهنگ دینامیک نماز، که عالی ترین مفاهیم اعتقادی و پرورشی را بالفعل داراست و سازنده ترین مبانی و اصول انسانی و اخلاقی و مردمی را متضمن است، تا با گذشت روزگاران و شکوفایی هر چه بیشتر علم و دانش و فرهنگ جهانی، مردم بتوانند در خود استعداد و نیازمندی زمان و روح خویش، از این دانش پربار و پرتوان، نیرو و انرژی روحانی و معنوی لازم را کسب کنند و برای خود هویتی بیابند.
هر شخصی دارای هویت است و راز هویت یک انسان مسلمان و یک دانشجوی مسلمان، در نماز و در عبادت و در نیایش او نهفته است. نماز حتی از یک انسان بی قید و بند و لااابالی و بی هدف، انسانی می سازد در نهایت محکمی و استواری، به او هدفی متعالی می بخشد تا به آنجا که از یک دانشجوی دارای اهداف مادی، دانشجویی می سازد با اهداف عالی که به کمتر از عروج ملکوتی رضایت ندهد.
دانشجویی که اهدافش او را به جایی برسانند که ثروتمندترین انسان ها به حالش غبطه بخورند. چون او خوشبختی را داراست که در هیچ ثروتی و در هیچ هدف مادی یافت نمی شود. چنان که مهاتما گاندی رهبر بزرگ هند و نجات بخش این سرزمین از چنگال استعمار انگلیس می گوید: دعا و نیایش زندگی مرا نجات داد و به من هویت بخشید. زیرا من بدون آن ها از مدت ها پیش دیوانه شده بودم. من در تجارب زندگی عمومی و خصوصی خود تلخ کامیهای بسیار سخت داشته ام که مرا دستخوش نا امیدی می ساخت، اگر توانستم خودم را بیابم و براین نا امیدیها چیره شوم به خاطر دعا و نمازهایم بود. عجز و لابه و دعا و نماز به درگاه خدا خرافات نیستند. آنها اعمالی بسیار حقیقی تر از خوردن، آشامیدن، نشستن و راه رفتن هستند. اگر بگویم که فقط آن ها حقیقی اند و همه چیزهای دیگر غیر از آن ها غیرحقیقی هستند اغراق نکرده ام.
آری بشر در هر کجا و هر مقامی که باشد نیازمند نیایش است و بررسی و مطالعه در تاریخ آفرینش انسان نمایشگر این حقیقت است که همزمان با آفرینش و پیدایش انسان بر روی زمین نیایش نیز تولد یافته و به بیان دیگر انسان از آغاز آفرینش و شناخت خود و محیطی که در آن زندگی می کند.
در برخورد با حوادث ناگوار و مشکلات حیاتی نیایش را نیز شناخته، از این رو همیشه در ضمیر ناخودآگاه خویش به یک کانون لایزال معنوی و روحانی معتقد و متصل بوده و در برابر آن منبع و قدرت به نیایش می پرداخته است. بنابراین هرگاه خواستید تمام شئون زندگی شما اصالتی به خود بگیرد و قابل تفسیر باشد بروید دمی چند در حال نیایش باشید، که نیایش خود اصالت به انسان می بخشد.
در اسلام عالی ترین و شکوهمندترین مظهر نیایش نماز است. نماز به آدمی نیروی تحمل غم ها و مصائب را می بخشد، انسان را امیدوار می سازد و قدرت ایستادگی و مقاومت در برابر حوادث بزرگ را به او می دهد. نماز به انسان هویتی آسمانی و معنوی می بخشد، هویتی که در پرتو آن آدمی به انسان عاقل، فهمیده با قوه ادراکی فوق تصور تبدیل می شود و در پرتو نماز است که انسان خود را می یابد که کیست و از کجا آمده و به کجا می رود. که شاعر نیز این سخن را با بیان زیبا می فرماید:
روزها فکر من اینست و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود به کجا می روم آخر ننمایی وطنم
به راستی کلمات جاری شده در نماز، چه کلمات نیروبخش و صلح آفرینی است و اعلام اتحاد جامعه ای صالح متشکل از انسان های صلح گرا که چه بسا به قیافه و شکل یکدیگر را نمی شناسند ولی با کششهای اسلامی و هدف های خداپسندانه انسانی یکدیگر را دائماً می شناسند.
نماز گذشته از ثواب های غیرقابل شمارش که در روایات و قرآن بیان شده دارای جنبه های اجتماعی بسیار زیادی نیز هست که نگاه به آن از همین زاویه، مشخص کننده عظمت و ابهت بی نظیر آن می باشد. مفاهیمی از قبیل، نظم و انظباط، وحدت و اتحاد کسب نیروی مضاعف با تکیه بر مبدأ قادر و متعال، مسئولیت در مقابل کارها، پرهیز از ستم در حق دیگران و ده ها مقوله دیگر که همگی در سایه نماز شکل می گیرند. نماز عاملی است برای حفظ اعتدال جامعه، زیرا به همه افرادی که نماز می گذارند هویتی متعالی می بخشد و همگان را در یک مسیر قرار می دهد که به هدفی بزرگ منتهی می شود.و در پایان به این نتیجه می رسیم که این نماز است که از ما هویتی می سازد انسانی، که لایق یک دانشجوی مسلمان باشد.
کامنت