متن خطبه حضرت زهرا(سلام الله عليها) در جمع زنان مدينه
و اما يک پرسش مهم
هنگامى که فاطمه (عليها السلام) بيمار شد، همان بيمارىاي که در آن وفات يافت، زنان مهاجر و انصار به عنوان عيادت خدمتش حاضر شدند و عرض کردند: چگونه صبح کردى از بيماريت؟ [و حال تو چه گونه است] اى دختر رسول خدا ؟
او در پاسخ، حمد و سپاس خدا را بجا آورد، و درود بر پدرش پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرستاد، و سپس فرمود:
به خدا در حالى صبح کردم که از دنياى شما متنفرم، مردان شما را دشمن مى شمرم، و از آنها بيزارم.
آنها را آزمودم و دور افکندم، و امتحان کردم و مبغوض داشتم. چقدر زشت است شکسته شدن شمشيرها [و سکوت در برابر غاصبان] و بازى کردن بعد از جدّيت [و به شوخى گرفتن سرنوشت اسلام و مسلمين] و کوبيدن بر سنگ [و کار بى حاصل کردن] و شکافته شدن نيزه ها [و تسليم در برابر دشمن] و فساد عقيده، و گمراهى افکار، و لغزش اراده ها و " نفس [سرکش] آنها، چه بد اعمالى از پيش براى [معاد] آنها فرستاد!