از کتاب "هفت خوان خیالی" (قسمت دوم)
پژوهشی در باب ارتباط معیشت و تربیت فرزند صالح
عوامل ایجاد احساس فقر
برخی عوامل ایجاد احساس فقر عبارتند از:
مقایسه کردن زندگی خود با زندگی دیگران: نمونه این مقایسه را قرآن در داستان قارون روایت می کند. قارون از ثروت فراوانی برخوردار بود؛ به طوری که مشاهده زندگی او دیگران را به مقایسه وا می داشت و آرزوی زندگی قارونی می کردند؛ اما مقایسه خود با افراد فرادست در مادیات، محصول اجتناب ناپذیر تفاوت اجتماعی نیست؛ بلکه به ویژگی های افراد بستگی دارد. در داستان مذکور، گروهی بودند که با دیدن ثروت قارون اقدام به مقایسه کردند و تمنایشان چنان ثروتی شد، خداوند از آنان با عنوان "الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا" یاد گرده است. گروه دیگر هر چند قارون را دیدند، ولی مقایسه نکردند. توصیف خداوند از آنان" الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ" و ویژگی آنان خردمندی و فرزانگی است پس مشاهده لزوماً منجر به مقایسه نمی شود. حلقه مفقود میان مشاهده و مقایسه، شگفت زدگی و چشم دوختن است. خداوند در آیه "فَلَا تُعْجِبْکَ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ ۚ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ بِهَا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَتَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَهُمْ کَافِرُونَ" می خواهد که مردم در مواجهه با زندگی های قارونی، شگفت زده نشوند و برای این کار، ماهیت ثروتمندی آنان را(که وسیله عذاب آن ها بود) بیان نموده است. کسی که بداند ماهیت مال های قارونی چیست، از دیدن آن ها شگفت زده نمی شود و آنگاه که در شگفت نشد، چشم نمی دوزد و چون چشم ندوخت، به مقایسه نیز اقدام نمی کند. چشم ندوختن، کلید مقایسه نکردن است و خداوند متعال چشم ندوختن به زندگی های قارونی را از ما می خواهد: "وَلَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَرِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَأَبْقَى" در این آیه شریفه، از این قبیل اموال به عنوان شکوفه یاد شده است که عمری کوتاه و ناچیز دارد. در مقابل رزق خداوند یاد شده که خیر و پایدار است. مقایسه خود با افراد فرادست از نظر مادیات، سبب می شود که انسان آنچه را در خود دارد نبیند و پیوسته حسرت زندگی دیگران را بخورد. امام صادق(ع) در این باره می فرمایند: بپرهیزید از این که به آنچه در دست فرزندان دنیاست، چشم بدوزید؛ چرا که هرکس به آن چشم بدوزد،... نعمتی را که نزد اوست، کوچک می شمرد و در نتیجه، سپاس گزاری او کاهش می یابد.
نگاه اشتباه و غیر توحیدی برخی افراد جامعه: در طول تاریخ همواره افرادی فقر و غنا را ملاک ارزش در جامعه و حتی معیار شخصیت در پیشگاه خداوند می دانستند؛ بعنوان مثال فرعون برای رد رسالت حضرت موسی(ع) او را به دلیل نداشتن ثروت و مقام، به پستی متهم می کرد و خود را برتر از وی میدانست. او مدعی بود که اگر موسی(ع) راست می گوید باید دستبندهای طلا در اختیار داشته باشد. جامعه جاهلی عرب نیز شخصیت افراد را با مقدار مال، ثروت، شکوه و جلال ظاهری می سنجیدند. از نظر اسلام ملاک ارزش داوری شخصیت، امور مادی نیست. این مکتب با تأکید بر اموری مانند ایمان، عمل شایسته، تقوا و دانش مسائل اقتصادی را از ملاک های شخصیتی و ارزشی خارج می کند.
اعراض از یاد خدا؛ در قرآن کریم آمده است "وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکًا" کسی که از یاد خدا اعراض نماید، برای او زندگی سخت خواهد بود. ضنک به معنای تنگی همراه با سختی است. کسی که خدای مهربان را فراموش و با او قطع رابطه می نماید دیگر چیزی غیر دنیا نمی ماند که وی دل بسته اش باشد و آن را مطلوب یگانه خود قرار دهد، در نتیجه همه کوشش های خود را منحصر به اصلاح دنیا و توسعه آن می کند اما این معیشت او را راضی و حدی از ثروت او را قانع نمی کند و دائماً خواهان ثروت افزونتر است. این حرص انتها ندارد و چنین کسی سرشار از غم و اضطراب و ترس و دائماً در فقر و تنگی و علاقه مند به چیزی است که ندارد.
- دنیا دوستی؛ در روایتی از پیامبر(ص) آمده است "هر کس هدفش در زندگی ، دنیا باشد، خداوند کارهای او را پریشان نموده و فقر و تهیدستی را در نظرش مجسم می دارد و از مزایای دنیا جز همان مقدار که بر او نوشته شده به او نخواهد رسید، ولی آن کس که در زندگی دنیایی، هدفش آخرت باشد، خداوند امور او را مرتب و منظم داشته و طبع و حالت بی نیازی در قلبش قرار می دهد و دنیا با کمال سهولت به او رو می کند.
- فراگیری نیازهای کاذب در جامعه؛ اصلی ترین آثار فرهنگی و اجتماعی ایجاد نیازهای کاذب، شکل گیری احساس محرومیت و به تبع آن بروز رفتارهای دفاعی و رهایی بخش از این حس در وجود مخاطب است که به شکل مصرف گرایی برای کسب وجهه اجتماعی، مدگرایی برای دیده شدن و سرپوش گذاشتن بر عقده های متراکم درونی، جرائم اجتماعی در نتیجه احساس ناامیدی بروز می کند.
آرزوهای طولانی؛ کسی که صاحب آرزوهای طولانی است، همواره لذت را در چیزی می داند که ندارد و از آنچه دارد بهره مند نمی شود. برای چنین فردی مهم نیست که چه دارد، مهم آن است که همواره آنچه را ندارد، مایه خوشبختی می داند و وقتی به آنچه زمانی آرزویش را داشت، دست یافت، باز هم احساس بهره مندی و خوشبختی نمی کند و به آنچه در دوردست ها وجود دارد، می اندیشد . امام علی(ع) می فرمایند: هر کس آرزوهایش زیاد شود، رضایت او کم می شود. هم اندیشان تذکر می دهند که از آرزوها بپرهیزید؛ زیرا نشاط نمت هایی را که دارید، از میان می برد و آن ها را نزد شما کوچک می سازد و حسرت آنچه را که آرزو دارید، در پی می آورد.
هیچ ثروتی به اندازه راضی بودن از روزی، احساس فقر و نیازمندی انسان را از بین نمی برد.
به فکر جوانی ایران اسلامی باشیم.
کامنت