گزارشي از برگزاري اردوي جهادي در صالح آباد
اولين باري که منطقه ي صالح آباد رو شناسايي کردم حس کردم با شناساييهاي قبليم خيلي تفاوت داشت
شايد اين شناسايي هدفم از زندگيم بود.
و امروز شروع رسيدن به اين هدف...
صحنههايي رو که از خونههاي اين آدماي شريف ديدم لحظه به لحظهاش تو ذهنم ثبت شد،
درنگ کردم؛
پس يا علي گفتم و شروع کردم
و دوستاني رو ديدم که با هم قطره به قطره جمع شديم و اين بود آغاز تلاطم اين رودخونهي بهم پيوسته
پس تصميم گرفتيم؛
بسم الله گفتيم و شروع کرديم؛
ادامه داديم...
خسته شديم
تحمل کرديم...
و باز هم ادامه داديم...
و آخرش رسيديم به مقصدي که خودش مبدا يک حرکت بود...
اينبار در صالح آباد شهر ري، همراهِ سلامت، اميد رو هم به کَپَرهاشون برديم.
مهم نيست که ايراني باشن، بلوچ باشن، افغانستاني يا پاکستاني،
مهم نيست که زبون من رو بفهمن يا نه؛ مهم نيست وضع زندگيشون چقد بد باشه، ما ايمان داريم که:
کوه هم غرق ميشود
اما
تا آخرين سنگ بازمانده از قلهاش
هنوز
کوه است...
گروه جهادي پويش، روز پنجم مرداد ?? با گروهي متشکل از پزشکان عمومي و متخصص، دندانپزشک، ماما، اپتومتريست و دانشجويان علوم پزشکي از رشتههاي مختلف اردوي درماني، بهداشتي خود را در محلهي صالح آباد شرقي در پانزده کيلومتري شهر تهران برگزار کرد. دراين برنامه پاکستاني، ايراني و افاغنهي محترم ساکن در آن محل که از نظر مالي و بهداشتي وضعيت مطلوبي نداشتند ويزيت شده و همچنين افرادي که نياز به درماني تخصصيتر داشتند به مراکز کلينيکي و پاراکلينيکي که از پيش توسط گروه جهادي پويش با ايشان هماهنگيهايي صورت گرفته شده بود، ارجاع داده شدند تا به صورت رايگان امور درماني آنها پيگيري شود، همچنين با کمک خيرين محترم افرادي که نياز به دارو و عينک داشتند به مراکز مربوطه فرستاده شدند تا اقلام مورد نياز را دريافت کنند.




